لحظات نابِ ناب

خاطرات و اندیشه های گاه گاهم

وقتی از بالای بام پاهایم را آویزان کردم و در میان نوازش باد تکان تکان دادم . حس شیرینی را لمس کردم . حسی که می توانست تا بند بند وجودم رخنه کند و اجزای روحم را قلقلک دهد . باد از میان موهایم می پیچید و در گوشم ترانه ی زیبای عاشقی را نجوا می کرد که در میان دشت تنها برایم سروده بود. زمزمه باد چنان سرمستم کرد که بی اراده لبخندی روی صورتم نقش بست . چشم چرخاندم و زیر پاهای آویزانم زندگی را دیدم که چگونه در پیچ و تاب سرنوشت مرا با خود به همه سو کشانده و اکنون به من بال پروازی داده که بتوانم اوج بگیرم و از پرواز لذت ببرم . قلب

 

زیباترین نشانه هایی که در زندگی از مهربانترین مهربانم گرفتم دو جواهری بود که در قصر زندگی همتا نداشت . این دو جواهر را بر قلبم نهادم هر کدام شد یک بال و با این بالهای جواهر نشان راه آسمان را یافتم . قلب

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

Design By : Mihantheme