لحظات نابِ ناب

خاطرات و اندیشه های گاه گاهم

مصطفی مستور در ۱۳۴۳ در اهواز به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۶۷ در رشته مهندسی عمران از دانشگاه صنعتی اصفهان فارغ‌التحصیل شد و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی بوده و هم اکنون ساکن اهواز می‌باشد. مصطفی مستور نخستین داستان خود را با عنوان دو چشمخانه خیس در سال ۱۳۶۹ نوشته و در همان سال در مجلهٔ کیان به چاپ رساند. وی نخستین کتاب خود را نیز در سال ۱۳۷۷ با عنوان عشق روی پیاده‌رو شامل ۱۲ داستان کوتاه به چاپ رساند.

(من که عاشق کتاب «روی ماه خداوند را ببوس» داستان کوتاه «حکایت عشقی بی شین بی قاف بی نقطه »از این نویسنده معتبر هستم . امیدوارم همواره موفق باشند . )

http://ebooks.ketabnak.com/images/covers/194_1_63.jpg

کتاب روی ماه خداوند را ببوس

نوشته مصطفی مستور
این رمان هجده بار تجدید چاپ شده است و این نسخه از روی چاپ پانزدهم آن برداشته شده است.و موفق به کسب جایزه برگزیده ی جشنواره ی قلم زرین به عنوان بهترین رمان سال های 1379 و 1380 شده است.

کاش یک تکه سنگ بودم. یک تکه چوب. مشتی خاک. کاش یک سپور بودم. یک نانوا. یک خیاط. دستفروش. دوره گرد. پزشک. وزیر. یک واکسی کنارِ خیابان. کاش کسی بودم که تو را نمی شناخت. کاش دلم از سنگ بود. کاش اصلا دل نداشتم. کاش اصلا نبودم. کاش نبودی. کاش می شد همه چیز را با تخته پاک کن پاک کرد. آخ مهتاب! کاش یکی از آجرهای خانه ات بودم. یا یک مشت خاک باغچه ات. کاش دستگیره اتاقت بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی. کاش چادرت بودم. نه، کاش دستهایت بودم. کاش چشمهایت بودم. کاش دلت بودم. نه، کاش ریه هایت بودم تا نفس هایت را در من فرو ببری و از من بیرون بیاوری. کاش من تو بودم. کاش تومن بودی. کاش ما یکی بودیم. یک نفر دوتایی! ...

نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

Design By : Mihantheme