یه لحظه ی ناب

خیلی وقت بود حس می کردم دیگه لحظه ی نابی ندارم . یه جور رخوت و یکنواختی افسوس. بد نبود اما حس شیرینی که توی لحظات ناب هست آدم رو توی عطشی نگه می داره که تنها خود اون لحظات می تونه سیرابش کنه .

توی روزای گذشته من دوباره یه لحظه ی ناب رو تجربه کردم . لحظه ای که شیرینیش سرمستم کرد و از اینکه طعم نابش رو چشیدم لذت تمام وجودم رو فرا گرفت . این که اون لحظه رو چی و کی بوجود آورد بماند چون خودش خوب می دونه که با پیام مسرت بخشش چه ارمغانی برام آورده اما مهم اون حس خوبه . حسی که همیشه بدست نمیاد .  پس باید قدر دونستشلبخند


لحظه لحظه ی زندگیتان ناب نابقلب


 

/ 8 نظر / 12 بازدید
friendhaa

این پیام تبلیغات نیست سلام دوست عزیز به شبکه اجتماعی فرندها بیا با امکانات چت باکس+اشتراک گذاری عکس و... www.friendhaa.ir

amشـــــــAr

سلام هستی؟؟؟ چه عجببببببببببببببببب دلم کلی تنگ شده بود واست..[ماچ] من همیشه شاگرد توام و هرگز نوشته هام ب گرد پای نوشته های نمیرسه..ممنونم از احو.ال پرسی و لطفت..

meek

با درود فراوان اگر می شود کمی از جملات شیرین در نوشته خود بکار بندید از دیدگاه بنده آن لحظات نابی که برای شخص شما رخ میدهد شاید برای تمام مخاطبان شما چندان جالب به نظر نرسد البته جسارت به خدمت خانم حویزاوی که خود دستی به قلم دارند نداشتم امید است این بنده سرتا پا تقصیر را عفو بفرمایند. با تشکر مخاطب همیشگی وبلاگ شما[خنثی]

harmonica

Always tell someone how you feel about them you will feel much better when they know همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آن ها بیان کن، وقتی آن ها از احساست نسبت به خود آگاه می‌شوند، احساس بهتری خواهی داشت. [لبخند]

ابوالفضل د

زنی که در حرم مردی قرار گرفت ، نه باید به بیرون نگاه کنه و نه از بیرون حریم بهش نگاه بشه چون وقتی یه مزرعه دو زارع داشت آش یا شور میشه یا بی نمک که نسائکم حرث لکم .. حالا دختر کوچولوتون رو به پسر کوچولوی ما میدین ؟!!! (البته این به ظاهر یه شوخی بود اگرچه به هر بازیچه رمزی می توان یافت) ... در مورد این پست هم : خوشی و شیرینی مطلوب هر انسانیه و جا داره اون رو بیشتر و بیشتر برا هممون آرزو کنم .. خوش باشید و پر از لحظات ناب

ابوالفضل د

عجب محتاج پندیم همه .. بله ما هم یه کوچولو داریم .. خیر بیبینین

زهرا

آقای ابوالفضل در مورد پندی که نوشته بودی خیلی فکر کردم . بعد چن روز دو زاری چکش خوردم افتاد که از حرف من چی برداشت کردی [خنده] اما منظورم چیز بدی نبود [لبخند]. منظورم از جذب برای انجمن بود . به یه نیروی آگاه به مسایل دینی احتیاج دارم که انجمن مذهبی رو بگردونه کسی که از اطلاعات خودش یا تحقیقات خودش مطلب بزاره . تا بشه کمتر کپی کرد . وقتی گفتی ازادی طمع کردم که برای انجمن مذهبی جذبت کنم تا ان شالله بتونیم برای خلق الله مفید باشیم . خودم هم تا جایی که بتونم کمک می کنم . اما نیت اصلی اینه که بتونیم زکات علم بدیم. حالا اگر دوس داشتی تو این کار سهیم باشی ادرس و هر چی بخوای تو لینکدونی هست . بازم برای همه چی ممنونم . موفق باشی [لبخند]

ابوالفضل د

خانم زهرا مطلبی که عرض کردم به سبب جذبی که فرموده بودید نبود .. به هر حال در مورد انجمن نمی خوام ناز کنم اما فعلا به خاطر شرایطم نمی تونم قول بدم ؛ اگرچه به خاطر ضعف علمی و عملی هم نمی خوام زیر بار چنین تعهدی باشم . ولی چشم ، به عنوان یه کاربر عضو میشم و بی هیچ تعهدی در حد خودم و مطابق شرایطم فعالیت می کنم .